true
true

سیستان و بلوچستان

true
    امروز  سه شنبه - ۳ اردیبهشت - ۱۳۹۸  
true
true
روزی روی تشک کشتی، امروز کارتن خوابی!  روزی روی تشک کشتی، امروز کارتن خوابی!                573x350

هاتف_ پا برهنه در امتداد خیابان راه می رود. ناراحت است از این که با او بد قولی کرده اند. با او همراه می شوم می گوید: قرار بود فردی به من یک جفت کفش بدهد. او آدرسش را به من داده و گفته بود در این ساعت به خانه اش بیایم تا به من جفت کفشی بدهد، شاید دیگر پابرهنه نباشم اما اکنون کسی در خانه نیست، هر چه در می زنم هیچ کس در خانه را نمی گشاید. معتاد که می شوی کسی برایت ارزشی قایل نمی شود و به حرف ها و قول و قرارهایش با تو اهمیت نمی دهد! گویی دلش از همه چیز پر است، بیان می کند: روزگاری من هم فرد مهمی بودم، اما اکنون کارتن خواب شدم و برای داشتن یک جفت کفش کهنه به این و آن التماس می کنم.

 

قهرمان کشتی بودم

کیسه ای را که بر دوشش دارد وارسی می کند و پس از کمی مکث ادامه می دهد: سال 61 روزهای اوج موفقیت من بود. آن روزها نوجوانی ورزشکار بودم که در رشته کشتی فعالیت داشتم. آن قدر به ورزش علاقه داشتم که هر روز چندین ساعت تمرین می کردم به همین دلیل کم کم به عنوان یک کشتی گیر آزادکار در مسابقات کشتی نوجوانان و جوانان استانی و کشوری شرکت کردم و مقام آوردم. جزو کشتی گیران مطرح کشور شدم در آن سال ها فرد موفقی بودم اما سرنوشت من به گونه ای دیگر رقم خورد.

در حالی که آوازه خوبی در شهر و دیارم داشتم به خواستگاری رفتم و خیلی زود با دختر مورد علاقه ام ازدواج کردم. برای تامین معاش خانواده تصمیم گرفتم با فردی در ترانزیت جاده ای کار کنم به طوری که آن فرد تریلی خود را در اختیار من می گذاشت و من هم به عنوان راننده برای او کار می کردم. درآمد بدی نداشتم، اما همیشه در جاده بودم و همسر و فرزندانم را نمی دیدم. دوری از خانواده، کار سخت و همنشینی با افرادی که خود تجربه سیگار کشیدن و اعتیاد داشتند موجب شد تا من هم کم کم آلوده شوم. همه چیز از سیگار کشیدن شروع شد، اوایل در مجلس نشینی های دوستانه سیگار می کشیدم.

آن روزها 27 ساله بودم و با دوستانم پنهانی سیگار می کشیدیم و سیگار آغاز راهی بود که من را به زمین زد. دیگر به یک سیگاری قهار تبدیل شده بودم که کم کم به مصرف تریاک روی آوردم. هرگاه در دورهمی های دوستانه حضور می یافتم سیگار و تریاک می کشیدم اما هیچ گاه گمان نمی کردم معتاد شوم بلکه فکر می کردم هر زمانی که دلم بخواهد می توانم تریاک را کنار بگذارم و آن را فقط تفریحی و در جمع دوستان می کشم.

زندان و اعتیاد به شیشه و کراک

راننده تریلی، دوستم بودم، یک بار به من گفت باید خودروی سواری من را به اصفهان ببری و از آن جا خودروی دیگری را با خود بیاوری. پیش از این فقط با تریلی او کار می کردم، اما به دلیل اعتمادی که به دوستم داشتم قبول کردم این بار با خودروی سبک به جاده بروم، ولی این بار مثل همیشه نبود و در میانه راه خودرو مورد بازرسی ماموران پلیس قرار گرفت. به آن ها گفته بودم که مالک خودرو خودم هستم، اما پس از بازرسی مشخص شد که در آن مواد مخدر از نوع تریاک جاسازی شده بود، در حالی که من از هیچ چیز خبر نداشتم.

بعد از آن که معلوم شد در خودرو مواد مخدر جاسازی شده است گفتم خودرو از من نیست و از هیچ چیز اطلاعی ندارم، اما دوستم که صاحب خودرو بود و مواد مخدر را جاسازی کرده بود این موضوع را گردن نگرفت و من به جرم حمل مواد مخدر دستگیر شدم و از سال 81 به مدت هفت سال به زندان افتادم.

آن روزها سه فرزند داشتم و همسرم به سختی فرزندانم را بزرگ می کرد. کم کم زندان برایم عادی شده بود، هفت سال در زندان بودم و دیگر کسی از من احوالی نمی پرسید. خواهران و برادرانم هر یک به دنبال زندگی خود رفته بودند، همسرم هم به امور فرزندانم رسیدگی می کرد و من گویی فراموش شده بودم.

گمان می کردم معتاد نیستم اما هنگامی که به زندان افتادم متوجه شدم معتاد شده ام، زیرا توان دور بودن از مواد را نداشتم و از این بابت در خماری و درد بودم. تا قبل از به زندان افتادن معتاد بودم اما تنها تریاک مصرف می کردم، به همین دلیل می توانستم کار کنم، اما در زندان اعتیاد بیش از پیش گریبانگیرم شد و من بیشتر در این باتلاق غرق شدم. در زندان کراک مصرف می کردم و هر روز بیشتر به مواد مخدر وابسته می شدم. یکی از افراد به ما ماده ای برای مصرف به جای تریاک داد که بعدها فهمیدیم کراک است و من هم به کراک آلوده شدم، پس از آن که از زندان آزاد شدم دیگر منبع درآمدی نداشتم و از طرفی اعتیادم شدیدتر شده بود و توان کار کردن را همچون گذشته نداشتم. از طرفی نمی خواستم این گونه به خانه بازگردم چون احساس می کردم وجودم خانواده ام را آزار می دهد.

اعتیاد 25 ساله

25 سال از روزی که معتاد شدم می گذرد، پیش از زندان راننده بودم و بعد از آزادی از زندان نمی دانستم چگونه امورم را بگذرانم. به دلیل مصرف کراک قیافه ام تغییر کرده بود و هر کس من را می دید متوجه می شد که معتاد هستم. الان شیشه هم مصرف می کنم، البته به صورت مداوم نه، گاهی هم متادون می خورم، اگر هیچ ماده ای برای مصرف به دست نیاورم شیشه تهیه می کنم و می کشم. دلم می خواهد ترک کنم، اما هنوز اراده لازم را ندارم. البته نزد مشاور ترک اعتیاد می روم اما باید آمادگی کامل را برای این کار داشته باشم تا پاک شوم و به سوی خانواده ام بازگردم. هیچ گاه فکر نمی کردم با وجود ورزشکار بودن به دام اعتیاد بیفتم.

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false